تبليغاتX
ارسال اس ام اس مجاني
ارسال اس ام اس مجانی سمت چپ پايين وبلاگ قسمت آرشيو مطالب
دروغ

چرا آدمها دروغ میگن

و روی دروغهاشون میخوان سرپوش بزارن

و حرفها رو وارونه نشون بدن

و میخوان تو رو در خماری واقعیت بزارن

تو سوالی می پرسی

و او چیز دیگری جواب میدهد

و فردای آنروز تو چیز دیگری می بینی

مغایر با تمام گفته هایش

چه چیزی را پنهان می کند

حقیقتی را که خوب میداند ، تو هم میدانی

ولی او با زیرکی انکار می کند

و تو به راحتی مچش را باز می کنی

تنها با چشمانت

کور که نیستی ، می بینی

اما تو متهم میشوی به دروغگویی

زیرا مکر نمیدانی

راستی چه چیزی را پنهان می کنی ؟

بی ربطی اش را به من ؟   
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 13:41  توسط ملینا جون | 
بال ندارم بپرم

اما در خیال که می توانم پرواز کنم

و من در خیال باز هم پریدم

و به مرغ ِ عشق در قفس چشم دوختم

و حیوان بیچاره از شرر چشمانم

آتش گرفت

همان بهتر که مرد

مرگ عشق در قفس ، عروسی ست

پس مطرب بزن چنگ ُ

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 13:37  توسط ملینا جون | 
دل تنگی

                          

امروز به اندازه تمام دلتنگیها ......... دلم تنگه

به اندازه آسمون ابری ............ دلم تنگه

به اندازه اشک کودک یتیم ........... دلم تنگه

به اندازه گل پر پر شده ........... دلم تنگه

به اندازه بغض بی اشک ............ دلم تنگه

به اندازه مهتاب ِ بی تاب........ دلم تنگه

به اندازه آخرین برگ پاییزی ........ دلم تنگه

به اندازه اشک خدا .............. دلم تنگه

به اندازه شیشه مکدر .............. دلم تنگه

به اندازه غروب چشمات ....... دلم تنگه

به اندازه صدای ترک قلبم ......... دلم تنگه

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 13:34  توسط ملینا جون | 
   

يه روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود؛ دخترک قبلا یک بار آن کلیسا را ترک کرده بود چون به شدت شلوغ بود. همونطور که از جلوی کشیش رد شد، با گریه و هق هق گفت: "من نمیتونم به کانون شادی بیام!"

کشیش با نگاه کردن به لباس های پاره پوره، کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادی پیدا کرد. دخترک از اینکه برای او جا پیدا شده بود بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خواب به بچه هایی که جایی برای پرستیدن خداوند عیسی نداشتند فکر می کرد.

چند سال بعد، آن دختر کوچولو در همان آپارتمان فقیرانه اجاره ای که داشتند، فوت کرد. والدین او با همان کشیش خوش قلب و مهربانی که با دخترشان دوست شده بود، تماس گرفتند تا کارهای نهایی و کفن و دفن دخترک را انجام دهد. در حینی که داشتند بدن کوچکش را جا به جا می کردند، یک کیف پول قرمز چروکیده و رنگ و رو رفته پیدا کردند که به نظر می رسید دخترک آن را از آشغال های دور ریخته شده پیدا کرده باشد .

داخل کیف 57سنت پول و یک کاغذ وجود داشت که روی آن با یک خط بد و بچگانه نوشته شده بود: "این پول برای کمک به کلیسای کوچکمان است برای اینکه کمی بزرگ تر شود تا بچه های بیش تری بتوانند به کانون شادی بیایند." این پول تمام مبلغی بود که آن دختر توانسته بود در طول دو سال به عنوان هدیه ای پر از محبت برای کلیسا جمع کند.

وقتی که کشیش با چشم های پر از اشک نوشته را خواند، فهمید که باید چه کند؛ پس نامه و کیف پول را برداشت و به سرعت سمت کلیسا رفت و پشت منبر ایستاد و قصه فداکاری و از خود گذشتگی آن دختر را تعریف کرد.

او احساسهای مردم کلیسا را برانگیخت تا مشغول شوند و پول کافی فراهم کنند تا بتوانند کلیسا را بزرگ تر بسازند. اما داستان اینجا تمام نشد ...

یک روزنامه که از این داستان خبردار شد، آن را چاپ کرد. بعد از آن یک دلال معاملات ملکی مطلب روزنامه را خواند و قطعه زمینی را به کلیسا پیشنهاد کرد که هزاران هزار دلار ارزش داشت. وقتی به آن مرد گفته شد که آن ها توانایی خرید زمینی به آن مبلغ را ندارند، او حاضر شد زمینش را به قیمت 57 سنت به کلیسا بفروشد. اعضای کلیسا مبالغ بسیاری هدیه کردند و تعداد زیادی چک پول هم از دور و نزدیک به دست آن ها می رسید.

در عرض پنج سال هدیه آن دختر کوچولو تبدیل به 250000 دلار پول شد که برای آن زمان پول خیلی زیادی بود (در حدود سال 1900). محبت فداکارانه او سودها و امتیازات بسیاری را به بار آورد.

وقتی در شهر فیلادلفیا هستید، به کلیسای Temple Baptist Church که 3300 نفر ظرفیت دارد سری بزنید و همچنین از دانشگاه Temple University که تا به حال هزاران فارغ التحصیل داشته نیز دیدن کنید.

همچنین بیمارستان سامری نیکو (Good Samaritan Hospital) و مرکز "کانون شادی" که صدها کودک زیبا در آن هستند را ببینید. مرکز "کانون شادی" به این هدف ساخته شد که هیچ کودکی در آن حوالی روزهای یکشنبه را خارج از آن محیط باقی نماند.

در یکی از اتاق های همین مرکز می توانید عکسی از صورت زیبا و شیرین آن دخترک ببینید که با57 سنت پولش، که با نهایت فداکاری جمع شده بود، چنین تاریخ حیرت انگیزی را رقم زد. در کنار آن، تصویری از آن کشیش مهربان، دکتر راسل اچ. کان ول که نویسنده کتاب "گورستان الماسها" است به چشم می خورد. این یک داستان حقیقی بود که نشان میدهد خداوند قادر است که چه کارهایی با 57 سنت انجام دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 0:4  توسط ملینا جون | 

فکر کرديم عاشقي هم بچگيست...

 حيف تازه اول يک زندگيست...

زندگي چيزي شبيه يک حباب...

عشق شهر زيبا در سراب...

فاصله با آرزو هامان چه کرد...

کاش مي شد از عشق هم توبه کرد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 1:42  توسط ملینا جون | 

یه اتاق تاریک یه سکوت بهت آلود

یه آهنگ ملایم یه آرامش آروم

یه جمله ی عمیق وسط آهنگ

بی تو من در همه ی شهر قریبم

با یه قطره اشک که رو گونه هام لغزید

بهم فهموند که چقدر دلم برات تنگ شده

امشب دستام حسرت دستات و داره وچشام

حسرت یه نگاه تو اون چشای پاک ومعصوم

یه بغض قریب تو گلوم لونه کرده و

یه احساس قریب تر داره تبر به ریشه ی بودنم میزنه

دلم برای روزای آفتابی گذشته بیتابی میکنه و

پاهام بدجوری دلتنگ پا گذشتن

تو جاده ی بارون زده ی خیالته

چقدر سخته آرزوی کسی رو داشتن

که آرزوت رو نداره

چه قدر سخته دلتنگ کسی بودن

که دلتنگ دیگریه

خواستم رو یادت خط بکشم

خواستم به یادت نباشم

از جام بلند شدم

چراغای اتاق رو روشن کردم

سکوت رو شکستم

آهنگ رو قطع کردم واشکام رو پاک

اما قطره اشک بعدی هم رو گونه هام سر خورد

تا بهم بفهمونه هنوزم دل تنگم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 1:39  توسط ملینا جون | 

نه تو میمانی

نه اندوه

ونه هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

غصه ها هم خواهد رفت

آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند

به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز

تو به آیینه

نه

آیینه به تو خیره شده ست

تو اگر خنده کنی اوبه تو خواهد خندید

و اگر بغض کنی

آه از آیینه که چه ها خواهد کرد

گنجه دیروزت پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف

بسته های فردا همه ای کاش ای کاش

ظرف این لحظه ولیکن خالی ست

ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود

غم که از راه رسید در این سینه بر او باز مکن

تا خدا یک رگ گردن باقی ست

تا خدا مانده به غم وعده این خانه مده

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 1:37  توسط ملینا جون | 

آری هر کجا که باشد

حاضرم به دنبا رد پای تو بگردم.

اگر زبانم قاصر است از بیان عاشقیم

ولی قلمم از دلم می گوید.

دوستت دارم و دلم برای هر لحظه ی خنده ات و

بودنت وکلامت تنگ شده.

پس به فریاد این دل دیوانه برس

که حاضر است هر لحظه بر دیوار منزلش

جمله ی دوستت دارم را حک کند

و این ممکن نیست مگر با آمدنت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 1:35  توسط ملینا جون | 
دیشب خواب یار دیدم
خواب دیدم با هم حرف میزنیم
وای چقدر شنیدن صداش توی خوابم برات لذت بخش و شادی آور بود
اینقدر از شنیدن صداش توی خواب خوشحال شدم که وقتی بیدار شدم هنوز لبخند میزدم
 
 
یار عزیزم یه دنیا دلم برات تنگ شده
با تمام وجود دوست دارم
از ته دل و با تمام وجود میگم
یار عزیزم خیلی خیلی خیلی دوست دارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 15:15  توسط ملینا جون | 
امید سرابیست که اگر ناپدید شود همه از تشنگی خواهیم سوخت.

زیانبار تر از همه ی عیوب عیبی است که بر صاحبش پوشیده باشد.

لذت رسیدن به هدف را هیچوقت با رخوت ماندن عوض نکن.

برای یک انسان قانع یک گل هم میتواند بهار باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 14:56  توسط ملینا جون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ملينا هستم يه تپل خوش هيكله ناناز 22سالمه اصفهان ميشينم ولي خسيس نيستم گفته باشم . همتونم دوست دارم

پیوندهای روزانه
وب دانلود فارسي
ستاره دختر تنهاي شب
آهنگ هاي جديد
کلیپ های خنده دار موبایل
به بزرگترین دانلود سرای ایران
هويت ايراني
نوار قلب
تبريز ده فضولي آدينا
شب و سكوت
رامتين جون
آرشیو پیوندهای روزانه
صفحه خانگی بشود
نوشته های پیشین
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
آرشیو موضوعی
لباس مجلسي
مدل مو
آرايش صورت
آرايش ناخن
لباس پسرانه
لباس دخترونه
بازيگران هاليوود باليوود و خوانندگان
عاشقانه شعر داستان ...
عكس از همه چيز
اس ام اس
داستان
همه غذاها
ورزشي ابرار ايران * خبرگزاري ....
لباسهاي زمستاني
لباس عروس
آنچه بايد از لباس بدانيد
مقالات در مورد موفقيت و شادكامي
مذهب
اطلاعات علمي
فرهنگ و هنر
بهداشتي آرايشي
كامپيوتر
شعر و جملات زيبا
ارسال اس ام اس مجاني روزي 3تا
دانلود آهنگ
پیوندها
وبلاگ مهسا جون
آيدا خوشگله
كافه شيرين جون
خانوم دكتر سارا
مرسده
مهسا جون(پرسپوليس 6آتيشه)
خدا جون دوست دارم
كافه پياده شيرين جون
عاشقانه مينويسم
سميه جون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM